عاقبت موفق شدم اصل کتاب علیه روش فایرآبند را به دست آورم. هرچند که غرق شدن در فلسفه ی علم را برای افرادی که رشته ی آنها فلسفه نیست پیشنهادنمیکنم اما مرور مداوم آثار فلسفه ی علم میتواند ورزشی برای ذهن انسان باشد.

فایرآبند در ابتدای کتاب خود آورده که "علم اساسا نهادی هرج و مرج گرایانه است: آنارشیسم نظری، انسانی تر از بدیل قانون-و-نظمی آن است و به احتمال قوی تری منجر به پیشرفت میشود". در جایی دیگر میگوید "هرچند آنارشیسم، فلسفه ی سیاسی چندان جذابی نیست ولی مطمئنا بهترین دارو برای معرفت شناسی و فلسفه ی علم است".

آلن چالمرز در کتاب چیستی علم: درآمدی بر مکاتب علم شناسی فلسفی، فصلی را به "معرفت شناسی نظم گریزانه فایرآبند" اختصاص داده است. در صفحه ی 158 به نقل از فایرآبند مینویسد: "تمام روش شناسیها، محدودیتهای خود را دارند و تنها قاعده ای که بقا میپذیرد همانا هرچیزی امکان پذیر است؛ میباشد".


در جای دیگر فایرآبند با پیش آگهی از سوءبرداشتی که میشد از نوشته هایش داشت فرق بین دانشمند "معقول و بوالهوس" را بیان میکند. دانشمند معقول به داشتن ایده ای خلاق محدود نمیشود و سعی دارد به روشهای عقلانی و قانع کننده درستی ایده ی خود را نشان دهد ولی دانشمند نامعقول به داشتن همان ایده ای اولیه قناعت کرده و به مسائل و مشکلات موجود در طرح خود اعتراف نمیکند.

انعکاس این نوع تفکر را امروزه در کنفرانس هایی که در سراسر جهان برگزار میشود میتوان دید. بسیاری از کنفرانس ها مقاله هایی را که دارای دیدگاه هایی ناقص ولی ارزشمند هستند پذیرش میکنند به این امید که ارائه دهنده بتواند ایده های خود را در مقابل متخصصان رشته مطرح، نقدهای آنها را بشنود و اندیشه های خود را تکامل دهد. متفکر نامعقول معمولا در همین مرحله متوقف میشود ولی اندیشمند واقعی از این فرصت برای تکامل ایده ی اولیه و تبدیل آن به فرضیه های قوی تر بهره میبرد.

اصل کتاب فایرآبند را در پیوند مقابل می یابید:http://monoskop.org/File:Feyerabend_Paul_Against_Method.pdf

همینطور در دانشنامه فلسفه استنفورد یک مدخل مفصل به فایرآبند اختصاص دارد:

http://plato.stanford.edu/entries/feyerabend/