در روز چهارشنبه 21 اسفند 1392 میزگردی در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(ایرانداک) برگزار شد. در این جلسه موضوع سرقت علمی پایان نامه ها مورد بررسی قرار گرفت. البته در ابتدای جلسه ظاهرا(چون من با تاخیر به جلسه آمدم) بحث فرهنگ‌سازی هم مطرح شد. اما در مجموع جلسه در مورد «بگیر و ببند» بود. یعنی چطور جریمه کنیم، اخراج کنیم و ...من در پایان جلسه که نوبت به اظهار نظر آدمهای «پیرامونی» میزگرد رسید، گفتم که موضوع نباید فقط از جنبه سلبی آن مورد توجه قرار گیرد بلکه جنبه‌های ایجابی هم مهم است. منظور من این است که فقط نباید «بگیر و ببند» مد نظر قرار گیرد(هرچند که آن نیز در جای خود ضروری است)، بلکه باید به جنبه های فرهنگ‌سازی، آموزشی و تشویقی بیشتر توجه شود. در آن جلسه عرض کردم که همه‌ی ما باید در این زمینه اقدام کنیم و هرکدام از خودمان شروع کنیم. اقداماتی که به نظر من باید انجام شود عبارتند از:

1. ایجاد فضای علمی

 پروفسور رفیع‌پور در کتاب «موانع رشد علمی ایران و راه‌حل‌های آن» مثالی از دانشگاهی آمریکایی میزند که در آن استادان در هنگام ناهار که به «براون بگ سشن» معروف است، به مباحثات علمی می‌پردازند و چه بسا ایده‌های نابی که در این زمان بر آنها هویدا می‌شود. فضای دانشگاه باید به‌گونه‌ای باشد که آدم‌ها را به سوی مباحثات علمی و ایده‌پردازی رهنمون شود. در سال 2005 برای اولین بار مقاله‌ای بین‌المللی داشتم که در ویلارئال پرتغال ارائه کردم. در زمان ارائه‌ی مقاله سوال و جواب‌هایی مطرح شد که همگی برانگیزاننده و مثبت بود. مباحثات من با یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه فلوریدا که اهل آمریکای جنوبی بود تا زمان ناهار و پس از آن ادامه یافت و فرد یاد شده اصرار داشت که باید یک متدولوژی مناسب برای این کار تدوین کنیم. وقتی این گونه کنفرانس‌ها را با نمونه‌های مشابه ایرانی مقایسه میکنم در می‌یابم که فضای علمی یعنی جوی که در آن هدف همه، افزایش یادگیری و دانش باشد؛ وجه افتراق آنهاست. درمورد پایان‌نامه و رساله هم داشتن فضای مباحثات علمی و نوع نگاه علمی به مسائل حتی در سالن غذاخوری و هنگام استراحت مفید خواهد بود. 

2. تشویق و تنبیه به میزان لازم


از زمانی که به عنوان دانشجوی دکتری وارد دانشگاه می‌شویم تهدیدها و محدودیت‌ها شروع می‌شود. اگر .... آنگاه اخراج می‌شوی؛ اگر... آنگاه اخطار می‌گیری و ...

البته اغلب این تهدیدها پوک و توخالی و مثال معروف آن هم قیف وارونه آموزش عالی در ایران است. به سختی وارد دانشگاه می‌شدند و به راحتی فارغ‌التحصیل؛ امروز البته این قیف تبدیل به یک «اتوبان» شده چون به راحتی وارد دانشگاه می‌شوند و به راحتی فارغ! البته از تحصیل!

به نظر من باید میزان تشویق را افزایش داد. برای کسانی که به موقع پروپوزال ارائه می‌کنند تشویق معنی‌داری در نظر گرفته شود. برای کسانی که مقالات و کتاب‌های واقعی نوشته‌اند و استادان دانشگاه خودشان تشخیص می‌دهند که آنان دارای بار علمی بالایی هستند و واقعا هم زحمت کشیده‌اند جوایزی در فضای علمی تعریف کنند. خیلی مهم است که جوایز بی ربط نباشد. اخیرا ملاحظه کردم که مسابقات کتابخوانی برگزار و جوایز آن را تراول (پول) وعده می‌دهند.

3. آموزش هرگز کافی نیست

یک عبارت انگلیسی هست که خیلی آن را دوست دارم: never take it for granted یعنی هیچ وقت فرض نکن. هیچ وقت فرض نکن کسی که در دوره دکتری پذیرفته شده آداب نگارش را به خوبی می‌داند. به جایش وقت بگذار و او را آموزش بده. هیچ وقت فرض نکن که زبان انگلیسی کسی که در دوره کارشناسی ارشد قبول شده باید خوب باشد؛ به عوض به روش‌های مختلف فضایی را فراهم کن که در آن بتواند انگلیسی بیاموزد. این تکلیف فقط برای نظام آموزشی دانشگاه نیست بلکه برای اساتید محترم نیز واجب است.

در همین مورد اعتقاد دارم که آموزش تمام وقت، خاصه در فضای کنونی دانشگاه‌های دولتی ایران باید مورد بازنگری قرار گیرد.

4. مشارکت مستمر و مسئولانه استادان

پروفسور ساراسویچ استاد بازنشسته دانشگاه راتگرز آمریکا وبگاهی دارد که در موضوع کتابخانه دیجیتال خودش در حد یک دانشگاه است. باور ندارد ببینید:

http://comminfo.rutgers.edu/~tefko/DL_tutorials.htm

در جلسه‌ای همکار ارجمندی فضای جلسه تحقیقاتی را به سمت و سوی راه‌اندازی یک شرکت تجاری پیش برد. پول درآوردن بد نیست ولی آدم باید تکلیفش را روشن کند که هدف اصلی اش کسب درآمد و سود است یا جستجوی حقیقت(آنگونه که در پژوهش علمی آن را می‌آموزیم). حتی ثروتمندی مثل «کونسوکه ماتسوشیتا»، کارآفرین و انساندوست برجسته ژاپنی هدف اصلی‌اش را خدمت به انسانها میداند.

5. بهبود وضع معیشتی جامعه‌ی دانشگاهی

در سه سال اخیر قدرت خرید اعضای هیات علمی دانشگاه ها در کنار بقیه مردم به کمتر از نصف کاهش یافته است. در این میان وضعیت افرادی که با خرید و فروش ارز، سکه و کالاهای قیمتی یا بورس بازی و سفته بازی به نان و نوایی رسیدند و برخلاف اکثریت مردم، آنها قدرت خریدشان چند برابر شد؛ برخی از دانشجویان، اعضای هیات علمی و دانشمندان را به شدت اغوا میکند. مهمترین مشکلی که برای عضو هیات علمی بورس باز اتفاق می‌افتد عدم تمرکز فکر و انرژی است. بورس بازی یک شغل تمام وقت و دانش‌پژوهی نیز یک شغل تمام وقت دیگر است. پس باید انرژی زیادی صرف بورس بازی شود و وقتی برای هدایت دانشجویان باقی نمی‌ماند. یک عضو تمام وقت هیات علمی باید حدود 12 واحد درسی در هر ترم به صورت موظف ارائه کند (که البته بسته به پست سازمانی، میزان سابقه و رتبه متفاوت است). 12 ساعت تدریس در هفته نیازمند دست کم 12 ساعت مطالعه، تصحیح تکالیف و پاسخگویی به دانشجویان است. وقت مفید استاد از 40 ساعت موظف در هفته چیزی حدود 32 ساعت است. با کسر 24 ساعت می‌ماند هشت ساعت. پژوهش کند؛ به اجرا کمک کند؛ مشاوره بدهد نانی برای زن و بچه...این در حالی است که برخی از اساتید چیزی حدود 20 واحد درسی ارائه میکنند.

پس افزایش درآمد استادان دانشگاه‌ها می‌تواند  در کنار سایر عوامل به کاهش سرقت‌های علمی کمک کند.

 

6. غلبه فضای اداری بر فضای دانشگاهی

 سیاستهای سالهای اخیر دانشگاه ها در افزایش بی رویه تعدادپرسنل غیر هیات علمی سبب افزایش غلبه فضای اداری به فضای آکادمیک شده است.

7. تجدید نظر در ساز و کارهای آموزش تمام‌وقت