میزگرد بررسی آثار و پیامد های سرقت علمی و راه های جلوگیری از آن

از زمانی که به عنوان دانشجوی دکتری وارد دانشگاه می‌شویم تهدیدها و محدودیت‌ها شروع می‌شود. اگر .... آنگاه اخراج می‌شوی؛ اگر... آنگاه اخطار می‌گیری و ...

البته اغلب این تهدیدها پوک و توخالی و مثال معروف آن هم قیف وارونه آموزش عالی در ایران است. به سختی وارد دانشگاه می‌شدند و به راحتی فارغ‌التحصیل؛ امروز البته این قیف تبدیل به یک «اتوبان» شده چون به راحتی وارد دانشگاه می‌شوند و به راحتی فارغ! البته از تحصیل!

به نظر من باید میزان تشویق را افزایش داد. برای کسانی که به موقع پروپوزال ارائه می‌کنند تشویق معنی‌داری در نظر گرفته شود. برای کسانی که مقالات و کتاب‌های واقعی نوشته‌اند و استادان دانشگاه خودشان تشخیص می‌دهند که آنان دارای بار علمی بالایی هستند و واقعا هم زحمت کشیده‌اند جوایزی در فضای علمی تعریف کنند. خیلی مهم است که جوایز بی ربط نباشد. اخیرا ملاحظه کردم که مسابقات کتابخوانی برگزار و جوایز آن را تراول (پول) وعده می‌دهند.

3. آموزش هرگز کافی نیست

یک عبارت انگلیسی هست که خیلی آن را دوست دارم: never take it for granted یعنی هیچ وقت فرض نکن. هیچ وقت فرض نکن کسی که در دوره دکتری پذیرفته شده آداب نگارش را به خوبی می‌داند. به جایش وقت بگذار و او را آموزش بده. هیچ وقت فرض نکن که زبان انگلیسی کسی که در دوره کارشناسی ارشد قبول شده باید خوب باشد؛ به عوض به روش‌های مختلف فضایی را فراهم کن که در آن بتواند انگلیسی بیاموزد. این تکلیف فقط برای نظام آموزشی دانشگاه نیست بلکه برای اساتید محترم نیز واجب است.

در همین مورد اعتقاد دارم که آموزش تمام وقت، خاصه در فضای کنونی دانشگاه‌های دولتی ایران باید مورد بازنگری قرار گیرد.

4. مشارکت مستمر و مسئولانه استادان

پروفسور ساراسویچ استاد بازنشسته دانشگاه راتگرز آمریکا وبگاهی دارد که در موضوع کتابخانه دیجیتال خودش در حد یک دانشگاه است. باور ندارد ببینید:

http://comminfo.rutgers.edu/~tefko/DL_tutorials.htm

در جلسه‌ای همکار ارجمندی فضای جلسه تحقیقاتی را به سمت و سوی راه‌اندازی یک شرکت تجاری پیش برد. پول درآوردن بد نیست ولی آدم باید تکلیفش را روشن کند که هدف اصلی اش کسب درآمد و سود است یا جستجوی حقیقت(آنگونه که در پژوهش علمی آن را می‌آموزیم). حتی ثروتمندی مثل «کونسوکه ماتسوشیتا»، کارآفرین و انساندوست برجسته ژاپنی هدف اصلی‌اش را خدمت به انسانها میداند.

5. بهبود وضع معیشتی جامعه‌ی دانشگاهی

در سه سال اخیر قدرت خرید اعضای هیات علمی دانشگاه ها در کنار بقیه مردم به کمتر از نصف کاهش یافته است. در این میان وضعیت افرادی که با خرید و فروش ارز، سکه و کالاهای قیمتی یا بورس بازی و سفته بازی به نان و نوایی رسیدند و برخلاف اکثریت مردم، آنها قدرت خریدشان چند برابر شد؛ برخی از دانشجویان، اعضای هیات علمی و دانشمندان را به شدت اغوا میکند. مهمترین مشکلی که برای عضو هیات علمی بورس باز اتفاق می‌افتد عدم تمرکز فکر و انرژی است. بورس بازی یک شغل تمام وقت و دانش‌پژوهی نیز یک شغل تمام وقت دیگر است. پس باید انرژی زیادی صرف بورس بازی شود و وقتی برای هدایت دانشجویان باقی نمی‌ماند. یک عضو تمام وقت هیات علمی باید حدود 12 واحد درسی در هر ترم به صورت موظف ارائه کند (که البته بسته به پست سازمانی، میزان سابقه و رتبه متفاوت است). 12 ساعت تدریس در هفته نیازمند دست کم 12 ساعت مطالعه، تصحیح تکالیف و پاسخگویی به دانشجویان است. وقت مفید استاد از 40 ساعت موظف در هفته چیزی حدود 32 ساعت است. با کسر 24 ساعت می‌ماند هشت ساعت. پژوهش کند؛ به اجرا کمک کند؛ مشاوره بدهد نانی برای زن و بچه...این در حالی است که برخی از اساتید چیزی حدود 20 واحد درسی ارائه میکنند.

پس افزایش درآمد استادان دانشگاه‌ها می‌تواند  در کنار سایر عوامل به کاهش سرقت‌های علمی کمک کند.

 

6. غلبه فضای اداری بر فضای دانشگاهی

 سیاستهای سالهای اخیر دانشگاه ها در افزایش بی رویه تعدادپرسنل غیر هیات علمی سبب افزایش غلبه فضای اداری به فضای آکادمیک شده است.

7. تجدید نظر در ساز و کارهای آموزش تمام‌وقت

 

/ 2 نظر / 33 بازدید
غلامرضا زماني ابيانه

من در جلسه بودم همه جور بحثي مطرح شد جز بگبر و ببند شما چطور مي فرماييد: در مجموع جلسه در مورد «بگیر و ببند» بود!! يا مي خواهيد فضل فروشي کنيد يا اين که اصلا توي باغ نبوديد و چرتتان پاره شده. گزارش جلسه را در ليزنا خواندم اتفاقا به چيزي که اشاره نشد بگير و ببند بود . البته حتي به بازدارندگي هم که اشاره حقوقي شد بسيار بحث شيرين و جالبي شد که من تا حالا نشنيده بودم سعي کنيم خواسته هاي خودمان را براي فضل فروشي، به جاي واقعيت به ديگران قالب نکنيم

رسولی

موضوع جالبی بود که بحث شد! من در اکثر موارد با شما موافق هستم جناب مختاری، محورهای جالبی مطرح کرده اید. به نظر من آموزش کلید اساسی حل این معماست. به دلیل آنکه آموزش ما از همان مهد کودک تا خشت آخر کج آمده، به سختی میتوان در مراحل عالی تر باعث تغییرات اساسی شد. سلامت باشید